به گزارش مسیر انرژی، در روزهای اخیر بار دیگر ارقام چندصد میلیارد دلاری درباره سرمایهگذاری در اقتصاد ایران مطرح شده است؛ از بستههای ۳۰۰ میلیارد دلاری گرفته تا روایتهایی درباره منابع مالی قابل دسترس پس از توافقات احتمالی. اعدادی که در نگاه نخست امیدوارکننده به نظر میرسند، اما هنوز نشانه روشنی از آغاز پروژههایی در این مقیاس دیده نمیشود.
تجربه سالهای گذشته نیز نشان داده است که میان اعلام ارقام بزرگ سرمایهگذاری و تبدیل آنها به پروژههای اجرایی، فاصله قابل توجهی وجود دارد. پیش از جنگ نیز از سرمایهگذاریهای هزار میلیارد دلاری در اقتصاد ایران سخن گفته میشد، اما بخش عمده این ارقام هرگز به قراردادهای اجرایی و پروژههای قابل رصد تبدیل نشد.
در همین چارچوب، آنچه درباره منابع مالی از مسیر قطر مطرح میشود نیز عمدتاً در قالب اعتبارات کوتاهمدت، خطوط تأمین کالا یا سازوکارهای مالی محدود قابل ارزیابی است و نباید آن را با سرمایهگذاری مستقیم خارجی در پروژههای بزرگ صنعت انرژی یکسان دانست.
بازسازی را نمیتوان به توافقها گره زد
در چنین شرایطی، بازسازی صنعت انرژی کشور نباید تا مشخص شدن سرنوشت توافقها یا ورود سرمایهگذاران خارجی متوقف بماند. اگر صادرات نفت ایران در ماههای آینده در سطوح فعلی ادامه یابد، بخشی از درآمدهای ارزی حاصل از صادرات میتواند برای آغاز پروژههای اولویتدار بازسازی اختصاص پیدا کند.
برآوردها نشان میدهد با صادرات روزانه حدود ۱.۵ تا ۱.۷ میلیون بشکه نفت و متوسط قیمت ۶۵ تا ۷۰ دلار برای هر بشکه، درآمد ناخالص سالانه نفت ایران میتواند به حدود ۳۵ تا ۴۵ میلیارد دلار برسد. اختصاص تنها ۱۰ درصد از این منابع، معادل حدود ۳.۵ تا ۴.۵ میلیارد دلار در سال، برای آغاز بسیاری از پروژههای ضروری صنعت انرژی کفایت میکند.
از این منظر، مسئله امروز صنعت انرژی تنها کمبود سرمایه نیست؛ بلکه سرعت تصمیمگیری، اولویتبندی پروژهها و نحوه اجرای آنهاست.
۲۳۰ میلیون مترمکعب؛ معادل چند پالایشگاه پارس جنوبی؟
اهمیت موضوع زمانی روشنتر میشود که آمار خسارتها به زبان صنعت ترجمه شود. پس از جنگ ۱۲ روزه، در برخی اظهارات رسمی اعلام شد حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب از ظرفیت تولید یا فرآورش گاز کشور آسیب دیده است.
اگر ظرفیت معمول هر پالایشگاه پارس جنوبی را حدود ۵۰ میلیون مترمکعب در روز در نظر بگیریم، این میزان تقریباً معادل ظرفیت ۴ تا ۵ پالایشگاه استاندارد پارس جنوبی است. از منظر ردیفهای شیرینسازی نیز این عدد معادل حدود ۹ ردیف شیرینسازی خواهد بود.
هرچند وزارت نفت اعلام کرده بخشی از این ظرفیت دوباره به مدار بازگشته است، اما همین مقیاس نشان میدهد بازسازی تأسیسات گازی صرفاً یک پروژه عمرانی نیست؛ بلکه مستقیماً با امنیت انرژی کشور، تأمین گاز زمستانی، خوراک صنایع و پایداری شبکه سراسری گاز ارتباط دارد.
مسئله فقط تأمین مالی نیست
تجربه دو دهه گذشته صنعت نفت، گاز، پالایش و پتروشیمی نشان میدهد بسیاری از پروژههای بزرگ، بیش از آنکه قربانی کمبود سرمایه باشند، از ضعف در مدل اجرای پروژهها آسیب دیدهاند.
طرحهایی که قرار بود ظرف سه تا چهار سال به بهرهبرداری برسند، در برخی موارد هشت تا ۱۰ سال یا حتی بیشتر به طول انجامیدهاند؛ تأخیرهایی که علاوه بر افزایش هزینه سرمایهگذاری، فرصتهای صادراتی و درآمدهای ارزی کشور را نیز از بین برده است.
بنابراین حتی اگر سرمایهگذاری خارجی نیز محقق شود، بدون اصلاح شیوه مدیریت و اجرای پروژهها، نمیتوان انتظار داشت روند بازسازی با سرعت مطلوب پیش برود.
آیا زمان بازنگری در مدل واگذاری پروژهها فرا نرسیده است؟
این نقد به معنای نادیده گرفتن توان فنی پیمانکاران ایرانی نیست. شرکتهای داخلی طی سالهای گذشته تجربه ارزشمندی در اجرای پالایشگاهها، مجتمعهای پتروشیمی، خطوط انتقال، مخازن، نیروگاهها و تأسیسات فراساحلی کسب کردهاند.
اما پرسش مهم اینجاست که آیا تمرکز بخش قابل توجهی از پروژههای ملی در اختیار یک یا چند پیمانکار، بهترین الگوی ممکن برای شرایط امروز کشور است؟
در بسیاری از پروژههای بزرگ، مسئولیت طراحی، تأمین تجهیزات، اجرا، بخشی از تأمین مالی و مدیریت دهها پیمانکار جزء بر عهده یک پیمانکار اصلی قرار میگیرد. در چنین ساختاری، بروز مشکل در هر حلقه، میتواند کل پروژه را با تأخیر مواجه کند.
در مقابل، بسیاری از پروژههای بزرگ جهان به بستههای تخصصی تقسیم میشوند؛ خطوط لوله، تجهیزات دوار، برق و ابزار دقیق، مخازن، سازه و نصب، هر کدام توسط پیمانکاران متخصص اجرا میشود و یک شرکت مدیریت پروژه (PMC) صرفاً مسئول هماهنگی و کنترل کل طرح است.
چنین مدلی علاوه بر افزایش رقابت، امکان استفاده همزمان از ظرفیت چندین شرکت ایرانی را فراهم میکند، وابستگی پروژه به عملکرد یک پیمانکار را کاهش میدهد و ریسک توقف پروژه را به حداقل میرساند.
در همین چارچوب این پرسش نیز مطرح است که چرا بخش قابل توجهی از پروژههای بازسازی پس از جنگ به یک یا چند پیمانکار محدود واگذار میشود؟ آیا تقسیم پروژهها به بستههای تخصصی و استفاده همزمان از ظرفیت شرکتهای متعدد داخلی، نمیتواند سرعت بازسازی را افزایش دهد؟
پرسشی که پیش از زمستان باید پاسخ داده شود
یکی از پروژههایی که مسئولیت بازسازی آن به پتروپارس واگذار شد، ردیف آسیبدیده شیرینسازی فاز ۱۴ پارس جنوبی است؛ ردیفی که در جریان جنگ ۱۲ روزه آسیب دید.
اکنون که تنها چند ماه تا آغاز فصل سرد باقی مانده، این پرسش مطرح است که این ردیف هماکنون در چه وضعیتی قرار دارد؟ آیا عملیات بازسازی به پایان رسیده و این ردیف با ظرفیت پایدار به مدار تولید بازگشته است یا همچنان مراحل تکمیلی را طی میکند؟
پاسخ شفاف به این پرسش، صرفاً اطلاعرسانی درباره یک پروژه نیست؛ بلکه میتواند معیار مناسبی برای سنجش سرعت و کارآمدی روند بازسازی صنعت انرژی کشور باشد. در شرایطی که هر میلیون مترمکعب گاز در زمستان برای تأمین نیاز خانگی، نیروگاهها و صنایع اهمیت دارد، اطلاعرسانی مستمر درباره پیشرفت پروژههای بازسازی نیز به همان اندازه ضروری است.
جمعبندی
سرمایهگذاری خارجی، در صورت تحقق، میتواند شتابدهنده توسعه باشد، اما نباید پیششرط آغاز بازسازی تلقی شود. صنعت انرژی امروز بیش از هر زمان دیگری به تصمیمگیری سریع، اولویتبندی پروژهها و بازنگری در مدل واگذاری آنها نیاز دارد.
شاید مهمترین سؤال امروز این نباشد که ۳۰۰ میلیارد دلار چه زمانی وارد اقتصاد ایران خواهد شد؛ بلکه این باشد که آیا از ظرفیت موجود مالی، فنی و پیمانکاری کشور، با کارآمدترین شیوه ممکن برای بازگرداندن سریع تولید و افزایش تابآوری صنعت انرژی استفاده میشود یا خیر.






