به گزارش مسیر انرژی، محمد حیدری، کارشناس حوزه انرژی، در یادداشتی نوشت: تحولات ژئوپلیتیکی و افزایش ریسک اختلال در مسیرهای انتقال انرژی، در سال ۲۰۲۶ امنیت عرضه را به یکی از مهمترین مؤلفههای تصمیمگیری در بازار جهانی انرژی تبدیل کرده است؛ شرایطی که در کنار رشد سرمایهگذاری در انرژیهای پاک، همچنان جایگاه نفت و گاز را در سبد سرمایهگذاری جهان حفظ کرده و برای ایران، بهعنوان یکی از بزرگترین دارندگان ذخایر هیدروکربوری، فرصتهایی برای توسعه تولید، تجارت منطقهای و جذب سرمایه ایجاد کرده است.
افزایش سرمایهگذاری جهانی در انرژی
بررسی روند سرمایهگذاری جهانی نشان میدهد بازار انرژی در سال ۲۰۲۶ با ترکیبی از دو روند همزمان مواجه است؛ از یک سو سرمایهگذاری در انرژیهای پاک با سرعت ادامه دارد و از سوی دیگر، نفت و گاز همچنان سهم قابل توجهی از سرمایهگذاری جهانی را به خود اختصاص میدهند.
بر اساس گزارش «World Energy Investment 2026» آژانس بینالمللی انرژی، مجموع سرمایهگذاری جهانی در بخش انرژی در سال جاری به حدود ۳.۴ تریلیون دلار میرسد.
حدود ۲.۲ تریلیون دلار از این رقم به انرژیهای پاک اختصاص دارد و حدود ۱.۲ تریلیون دلار نیز در بخش نفت، گاز طبیعی و زغالسنگ سرمایهگذاری خواهد شد.
این آمار نشان میدهد که با وجود توسعه سریع انرژیهای پاک، نفت و گاز همچنان بخش مهمی از امنیت انرژی جهان را تشکیل میدهند. در عین حال، معیارهای سرمایهگذاری نیز در حال تغییر است و امنیت عرضه، تنوع منابع و مسیرهای انتقال و تابآوری زیرساختها اهمیت بیشتری پیدا کردهاند.
هرمز؛ یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان
در این میان، تحولات خاورمیانه اهمیت مسیرهای انتقال انرژی را بیش از گذشته نمایان کرده است.
تنگه هرمز یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان به شمار میرود. بر اساس دادههای آژانس بینالمللی انرژی، در سال ۲۰۲۵ بهطور متوسط حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز نفت خام و فرآوردههای نفتی از این مسیر عبور کرده که معادل حدود یکچهارم تجارت دریابرد نفت جهان است.
اهمیت این مسیر به نفت محدود نمیشود و بخش قابل توجهی از تجارت گاز طبیعی مایعشده نیز از تنگه هرمز عبور میکند.
به همین دلیل، هرگونه اختلال جدی در این مسیر میتواند بازار جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار دهد و هزینههای حملونقل، بیمه و تأمین انرژی را افزایش دهد.
این وضعیت در عین حال نشان میدهد که امنیت مسیرهای انتقال انرژی به یکی از عوامل مهم تصمیمگیری برای سرمایهگذاران و دولتها تبدیل شده است.
فرصت ایران در تغییر معادلات انرژی
ایران نیز به دلیل قرار گرفتن در منطقه خلیج فارس و برخورداری از مرزهای آبی و زمینی گسترده، در مرکز بخش مهمی از معادلات انرژی منطقه قرار دارد.
با این حال، وابستگی بخشی از تجارت انرژی ایران به مسیر هرمز باعث میشود افزایش نااطمینانی در این مسیر، همزمان فرصت و ریسک ایجاد کند.
بر همین اساس، توسعه زیرساختهای انتقال انرژی، افزایش ظرفیت ذخیرهسازی، توسعه سوآپ، گسترش تجارت انرژی با کشورهای همسایه و ایجاد مسیرهای متنوع تجاری میتواند بخشی از راهبرد ایران برای کاهش ریسک و استفاده از موقعیت جغرافیایی کشور باشد.
ایران همچنان یکی از بزرگترین دارندگان ذخایر نفت و گاز جهان
ایران از نظر حجم ذخایر نفت و گاز در میان کشورهای نخست جهان قرار دارد.
بر اساس دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا، ایران حدود ۱۲ درصد ذخایر اثباتشده نفت جهان و حدود ۱۶ درصد ذخایر اثباتشده گاز طبیعی جهان را در اختیار دارد.
این ظرفیت، در صورت فراهم شدن شرایط لازم برای سرمایهگذاری، انتقال فناوری و دسترسی به بازار، میتواند زمینه افزایش تولید و درآمدهای انرژی کشور را فراهم کند.
با این حال، برخورداری از ذخایر به معنای برخورداری از ظرفیت تولید و صادرات متناسب با آن نیست.
محدودیت دسترسی به سرمایه و فناوری، تحریمها، دشواریهای تأمین مالی و سرمایهگذاری و فرسودگی بخشی از زیرساختها از جمله عواملی هستند که بر توسعه ظرفیت صنعت انرژی ایران اثر گذاشتهاند.
از این منظر، یکی از مسائل اصلی صنعت انرژی کشور، تبدیل ظرفیتهای زیرزمینی به ظرفیتهای اقتصادی و تولیدی است.
افزایش ارزش منابع با توسعه زنجیرههای پاییندستی
کارشناسان انرژی معتقدند توسعه صنعت انرژی ایران نمیتواند صرفاً بر افزایش تولید و صادرات نفت خام متکی باشد.
توسعه پالایشگاهها، پتروشیمی، صنایع شیمیایی، فرآورش گاز، تولید محصولات با ارزش افزوده، توسعه نیروگاهها و شبکه برق و همچنین ایجاد ظرفیتهای ذخیرهسازی میتواند ارزش اقتصادی منابع انرژی کشور را افزایش دهد.
در بخش گاز نیز ایران از ظرفیت قابل توجهی برخوردار است؛ با این حال، میان حجم ذخایر گاز و ظرفیت صادراتی بالفعل کشور تفاوت وجود دارد.
ایران در حال حاضر برخلاف برخی صادرکنندگان بزرگ گاز، از زیرساخت گسترده صادرات LNG برخوردار نیست. بنابراین توسعه این صنعت نیازمند سرمایهگذاری بلندمدت و ایجاد زیرساختهای لازم است.
در کوتاهمدت، توسعه تجارت گاز از طریق خطوط لوله، سوآپ گاز، تجارت برق و اتصال شبکههای انرژی کشورهای همسایه میتواند از گزینههای مهم برای افزایش نقش ایران در بازار منطقه باشد.
اختلاف پیشبینیها درباره آینده نفت
در حالی که سرمایهگذاری در انرژیهای پاک در حال افزایش است، نفت و گاز همچنان بخش قابل توجهی از نیاز انرژی جهان را تأمین میکنند.
برآوردهای نهادهای بینالمللی درباره آینده تقاضای نفت نیز یکسان نیست.
آژانس بینالمللی انرژی در گزارش «Oil 2025» پیشبینی کرده است که تقاضای جهانی نفت تا سال ۲۰۳۰ به حدود ۱۰۵.۵ میلیون بشکه در روز برسد و رشد تقاضا در سالهای پایانی دهه با کاهش قابل توجهی مواجه شود.
در مقابل، اوپک در «World Oil Outlook 2025» پیشبینی کرده است که تقاضای جهانی نفت تا سال ۲۰۵۰ به حدود ۱۲۳ میلیون بشکه در روز افزایش یابد.
این اختلاف نشان میدهد که آینده بازار نفت با عدم قطعیت همراه است و کشورهای تولیدکننده نمیتوانند سیاست انرژی خود را صرفاً بر اساس یک سناریو تنظیم کنند.
برای ایران نیز این موضوع اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا کشور باید از ظرفیتهای فعلی نفت و گاز برای ایجاد درآمد و سرمایه استفاده کند و همزمان توسعه برق، انرژیهای تجدیدپذیر، انرژی هستهای، ذخیرهسازی و فناوریهای جدید انرژی را دنبال کند.
زیرساخت انرژی؛ اولویت سرمایهگذاری
یکی دیگر از محورهای مهم توسعه صنعت انرژی ایران، نوسازی زیرساختهاست.
افزایش بهرهوری نیروگاهها، کاهش اتلاف انرژی، کاهش مشعلسوزی گاز، نوسازی تجهیزات، توسعه شبکه انتقال و توزیع برق و افزایش ظرفیت ذخیرهسازی میتواند ضمن کاهش هزینهها، ظرفیت قابل استفاده صنعت انرژی کشور را افزایش دهد.
در شرایطی که رشد مصرف داخلی انرژی یکی از چالشهای اقتصاد ایران است، کاهش اتلاف و افزایش بهرهوری میتواند بخشی از نیاز به ایجاد ظرفیتهای جدید تولید را جبران کند.
به همین دلیل، سرمایهگذاری در بهینهسازی مصرف انرژی میتواند در کنار سرمایهگذاری در تولید، به یکی از محورهای اصلی سیاست انرژی کشور تبدیل شود.
سرمایهگذاری خارجی؛ شرط توسعه ظرفیت انرژی
جذب سرمایه یکی از مهمترین الزامات توسعه صنعت انرژی ایران است.
سرمایهگذاران علاوه بر میزان ذخایر و ظرفیت تولید، به ثبات مقررات، امنیت قراردادها، امکان تأمین مالی، دسترسی به فناوری، بازار فروش و امکان بازگشت سرمایه توجه میکنند.
بر همین اساس، توسعه سرمایهگذاری در صنعت انرژی ایران نیازمند ایجاد سازوکارهای باثباتتر قراردادی و مالی و کاهش ریسک سرمایهگذاری است.
در بخش صادرات نیز هرچه تنوع بازارها و مسیرهای تجارت انرژی بیشتر شود، آسیبپذیری کشور در برابر تغییرات بازار و محدودیتهای احتمالی کاهش خواهد یافت.
ادامه خرید نفت ایران توسط برخی پالایشگاههای آسیایی نیز نشان میدهد که نفت ایران همچنان در بازار منطقهای مشتری دارد؛ هرچند محدودیتهای تحریمی هزینههای حملونقل، بیمه و تأمین مالی را افزایش داده است.
همسایگان؛ بازار نزدیک ایران
کشورهای همسایه میتوانند یکی از مهمترین بازارهای توسعه تجارت انرژی ایران باشند.
ایران با کشورهای متعددی در منطقه دارای مرز زمینی یا دریایی است و امکان توسعه تجارت نفت، گاز، برق، فرآوردههای نفتی و خدمات فنی و مهندسی را دارد.
توسعه این بازارها میتواند علاوه بر ایجاد درآمد، جایگاه ایران را در شبکه انرژی منطقه تقویت کند.
سوآپ انرژی، تجارت برق، صادرات گاز از طریق خطوط لوله، صادرات فرآوردههای نفتی و پتروشیمی و توسعه ظرفیتهای ذخیرهسازی از جمله حوزههایی است که میتواند در این چارچوب مورد توجه قرار گیرد.
هاب انرژی شدن نیازمند زیرساخت و سرمایه است
موقعیت جغرافیایی ایران یکی از مزیتهای مهم کشور برای تبدیل شدن به مرکز مبادلات انرژی منطقه است؛ اما استفاده از این ظرفیت نیازمند سرمایهگذاری و توسعه زیرساخت است.
هاب انرژی تنها به معنای صادرات نفت و گاز نیست و میتواند تجارت برق، سوآپ انرژی، انتقال گاز، ذخیرهسازی، صادرات فرآورده و محصولات پتروشیمی و ارائه خدمات فنی و مهندسی را نیز شامل شود.
بنابراین، تبدیل ایران به هاب انرژی منطقه نیازمند مجموعهای از اقدامات همزمان در حوزه زیرساخت، سرمایهگذاری، فناوری، دیپلماسی انرژی و تنظیمگری است.
جمعبندی
تحولات ژئوپلیتیکی سالهای اخیر نشان داده است که امنیت انرژی بار دیگر به یکی از اولویتهای اصلی اقتصاد جهانی تبدیل شده است.
سرمایهگذاری جهانی در انرژیهای پاک با سرعت ادامه دارد، اما نفت و گاز همچنان سهم قابل توجهی از سرمایهگذاری و تأمین انرژی جهان را به خود اختصاص میدهند.
در چنین شرایطی، ایران از مزیتهای قابل توجهی برخوردار است؛ ذخایر بزرگ نفت و گاز، موقعیت جغرافیایی راهبردی، بازار داخلی گسترده، زیرساخت صنعتی و نیروی انسانی متخصص، بخشی از این مزیتها هستند.
با این حال، استفاده از این ظرفیتها نیازمند سرمایهگذاری، فناوری، نوسازی زیرساختها، کاهش ریسک فعالیت اقتصادی و توسعه روابط تجاری و انرژی با کشورهای منطقه است.
از این منظر، فرصت پیشروی ایران صرفاً افزایش تولید نفت و گاز نیست، بلکه توسعه کل زنجیره ارزش انرژی و افزایش نقش کشور در تجارت منطقهای انرژی است.
اگر سیاستهای سرمایهگذاری و توسعه زیرساخت با چنین رویکردی دنبال شود، تغییرات جدید در بازار جهانی انرژی میتواند زمینه افزایش نقش ایران در اقتصاد انرژی منطقه را فراهم کند.
محمد حیدری
کارشناس حوزه انرژی






