به گزارش مسیر انرژی ،صنعت در خوزستان با خاکریز، گرما، ترکش و دود عجین است. در دوران جنگ تحمیلی، وقتی بسیاری از دور نظارهگر خط مقدم بودند، تکنسینها و کارگران کربن ایران زیر سقفهای لرزان کارخانه، شیفتهای بیپایان را تحویل هم میدادند. فلسفه مشخص بود: اگر کوره خاموش شود، یعنی یک گام به عقب نشستهایم. اگر دوده تولید نشود، چرخهای پشتیبانی لجستیک جبهه و اقتصاد کشور لنگ میماند. این تجربه زیسته، در طول پنج دهه از نسلی از کارگران به نسل بعدی منتقل شده و چیزی را شکل داده که امروز باید آن را «ژن مقاومت صنعتی» نامید.
امروز که شکل تهدیدها دگرگون شده و میدان نبرد از خاکریزهای خاکی به جنگهای ترکیبی، سایبری، تحریمهای فلجکننده و تنشهای پیچیده منطقهای تغییر یافته، همان DNA تاریخی دوباره به کار میآید. کارگری که در گرمای بالای ۵۰ درجه تابستان اهواز پای رآکتور دوام میآورد و مهندسی که زیر فشار نااطمینانیهای ارزی و قطعیهای پیدرپی زیرساخت، کیفیت گرید دوده را در تراز جهانی حفظ میکند، محصول همین مکتب است. بحران برای کارکنان کربن ایران، وضعیت فوقالعاده نیست، زمینی است که راه رفتن در آن را از پدران خود آموختهاند.
همین پیشینه است که تفاوت میان یک کارخانه معمولی با یک نماد تابآوری ملی را رقم میزند. ماشینآلات را میتوان خرید و سولهها را میتوان ساخت، اما فرهنگ سازمانیِ تسلیمناپذیری در برابر بیگانه خریدنی نیست. کربن ایران روی پای خود ایستاده چرا که ریشه در خاکی دارد که یاد گرفته است در دل تندترین طوفانها باخت ندهد.





