به گزارش مسیر انرژی ،اقتصادها تنها در دورههای رونق محک نمیخورند؛ آزمون اصلی زمانی است که فشارها افزایش پیدا میکنند، منابع محدودتر میشوند و تصمیمگیری دشوارتر از گذشته است. در چنین شرایطی، «تابآوری اقتصادی» از یک مفهوم مدیریتی فراتر میرود و به ضرورتی برای تداوم مسیر اقتصادی کشور تبدیل میشود.
اقتصاد ایران طی سالهای گذشته با مجموعهای از فشارهای همزمان روبهرو بوده است؛ تحریمها، محدودیتهای تجاری و مالی، نوسانات ارزی، کاهش قدرت خرید و نااطمینانی نسبت به آینده، بخشی از شرایط حاکم بر اقتصاد کشور هستند. با این حال، ایران همچنان ظرفیتهای قابلتوجهی برای ایستادگی، بازسازی و حرکت به سمت آینده دارد؛ به شرط آنکه تصمیمگیریها از رویکردهای کوتاهمدت فاصله گرفته و با نگاه بلندمدتتری دنبال شوند.
تابآوری صرفاً به معنای مقاومت در برابر بحران نیست. یک اقتصاد تابآور باید بتواند خود را با شرایط جدید وفق دهد، وابستگیهای آسیبزا را کاهش دهد، استفاده بهینهتری از منابع داشته باشد و از امروز برای شرایطی که در آینده ایجاد میشوند، برنامهریزی کند.
در این میان، انرژی یکی از پایههای اصلی تابآوری اقتصادی به شمار میرود. نفت، گاز، پالایش و پتروشیمی را نمیتوان صرفاً بخشهایی جداگانه از یک زنجیره صنعتی دانست. این مجموعه بخشی از ستون فقرات اقتصاد ایران است و از تأمین خوراک صنایع و تولید مواد اولیه تا صادرات، ارزآوری، اشتغال و ایجاد ارزش افزوده، نقش مهمی در توان اقتصادی کشور دارد.
از همین منظر، ارزیابی صنعت پتروشیمی نباید فقط بر میزان تولید یک مجتمع یا حجم فروش یک محصول متمرکز باشد. مسئله مهمتر این است که این صنعت تا چه اندازه توان مقابله با شوکهای اقتصادی، محدودیتهای بینالمللی، تغییرات بازار و نوسان قیمت انرژی را دارد و در عین حال میتواند روند توسعه خود را حفظ کند. آینده این صنعت نیز بیش از گذشته به همین توان سازگاری وابسته است.
عبور پتروشیمی از تولیدمحوری به ارزشآفرینی
دیگر نمیتوان آینده صنعت را صرفاً بر اساس الگوهای گذشته برنامهریزی کرد. بازارهای جهانی در حال تغییر هستند، فناوری با سرعت بالایی توسعه پیدا میکند، الگوی مصرف انرژی دستخوش تحول شده و رقابت برای دستیابی به بازارهای جدید پیچیدهتر از گذشته است.
در چنین فضایی، سرمایهگذاری در بهرهوری، توسعه فناوری، تکمیل زنجیره ارزش، کنترل هزینهها و تربیت نیروی انسانی متخصص، دیگر موضوعاتی فرعی نیستند. این موارد به بخشی از الزامات تداوم فعالیت و بقای بنگاههای بزرگ صنعتی تبدیل شدهاند.
صنعت پتروشیمی ایران نیز برای حفظ جایگاه خود در اقتصاد آینده، ناگزیر است از تمرکز صرف بر «تولید بیشتر» به سمت «ارزشآفرینی بیشتر» حرکت کند. هر اندازه مواد اولیه در داخل زنجیره ارزش بیشتر تبدیل شوند، ظرفیت اقتصادی کشور افزایش مییابد و در مقابل، آسیبپذیری اقتصاد در برابر نوسانات و شوکهای خارجی نیز کاهش پیدا میکند.
در این مسیر، شرکتهایی مانند پتروشیمی امیرکبیر را نمیتوان تنها یک واحد تولیدی در نظر گرفت. این شرکت بخشی از یک زنجیره گسترده اقتصادی است و عملکرد آن میتواند بر صنایع پاییندستی، بازارهای صادراتی و اشتغال تأثیرگذار باشد.
به همین دلیل، نگاه به آینده چنین مجموعههایی باید فراتر از برنامههای کوتاهمدت و عملکرد مالی یک دوره باشد. شاید یکی از مهمترین درسهای سالهای اخیر این باشد که هیچ وضعیتی همیشگی نیست؛ نه رونق، نه رکود و نه بحران. آنچه برای یک اقتصاد و یک بنگاه صنعتی ماندگار خواهد بود، توان سازگاری و ظرفیت برنامهریزی برای شرایطی است که هنوز فرا نرسیدهاند.
امروز بیش از هر زمان دیگری به تصمیمهایی نیاز داریم که هزینه و نتیجه آنها فقط برای امروز محاسبه نشود و آثارشان بر اقتصاد فردا نیز مورد توجه قرار گیرد. آینده را نمیتوان بهطور کامل پیشبینی کرد، اما میتوان برای آن آماده بود.
شاید معنای واقعی تابآوری اقتصادی نیز همین باشد؛ اینکه به جای انتظار برای پایان روزهای دشوار، ظرفیتهایی ایجاد کنیم که اجازه ندهند بحرانهای امروز، مسیر آینده اقتصاد را متوقف کنند.





